غزل شماره 360

دیوان حافظ شیرازی

گر از اين منزل ويران به سوی خانه رومدگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم
زين سفر گر به سلامت به وطن بازرسمنذر کردم که هم از راه به ميخانه روم
تا بگويم که چه کشفم شد از اين سير و سلوکبه در صومعه با بربط و پيمانه روم
آشنايان ره عشق گرم خون بخورندناکسم گر به شکايت سوی بيگانه روم
بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگارچند و چند از پی کام دل ديوانه روم
گر ببينم خم ابروی چو محرابش بازسجده شکر کنم و از پی شکرانه روم
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزيرسرخوش از ميکده با دوست به کاشانه روم