غزل شماره 433
دیوان حافظ شیرازی
مخمور جام عشقم ساقی بده شرابیپر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی
وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايدمطرب بزن نوايی ساقی بده شرابی
شد حلقه قامت من تا بعد از اين رقيبتزين در دگر نراند ما را به هيچ بابی
در انتظار رويت ما و اميدواریدر عشوه وصالت ما و خيال و خوابی
مخمور آن دو چشمم آيا کجاست جامیبيمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی
حافظ چه مینهی دل تو در خيال خوبانکی تشنه سير گردد از لمعه سرابی